تبليغاتX
من و درناها و پنجشنبه هایم

من و درناها و پنجشنبه هایم

به آنی به لبخندی به آفتابی

 

 

همیشه  خسرو گلسرخی  همان خسرو گلسرخی  همیشه

 

 

كانال 3 در برنامه پرطرفدار "فوق العاده" در یک اقدام بي سابقه بخشي از آخرين دفاع خسرو گلسرخي در دادگاه نظامي شاه در سال 1352 را پخش كرد. بخشهايي كه گلسرخي از اسلام مبارز ياد و قسمت هايي كه به رژيم شاه حمله كرد پخش شد ولي جايي كه به ريشه هويتي خود را به عنوان يك مار كسيست- لنينيست اشاره كرد سانسورشد. آنچه پخش و آنچه سانسور شد(میان علامت قرمز) اینگونه بود:

«من در اين دادگاه براي جانم چانه نمي زنم و حتي براي عمرم.من قطره اي ناچيز از عظمت و حرمان خلقهاي مبارز ايران هستم.« خلقی که مزدک ها و مازیارها و بابک ها، یعقوب لیث ها، ستارها و حیدرعمواوغلی ها، پسیان ها و میرزا کوچک ها، ارانی ها و روزبه ها و وارطان ها داشته است».آري من براي جانم چانه نمي زنم كه فرزند خلق مبارز و دلاور هستم. از اسلام سخنم را آغاز كردم .اسلام حقيقي در ايران همواره دين خود را به جنبش هاي رهايي بخش ايران پرداخته است.»

همچنین آن بخش هايي از دفاع گلسرخي که در آن به سانسور، خفقاني كه جلوي انديشه را مي گيرد، اشاره به مسئله ملي اقوام بلوچ و ترك و كُرد همگی سانسور شد.

پس از پخش سانسور شده فيلم دفاعیات گلسرخي "رحيم ازغدي" درحالي كه با  عده اي در محل "كميته مشترك ضد خرابكاري" سابق بازداشتگاه  بعدي در جمهوری اسلامی "بازداشتگاه توحيد" نشسته بود،  پخش شد. ازغدی پور مدعي شد که امثال گلسرخي و احمدزاده ها سواد درست حسابي نداشتند! نه اسلام را مي شناختند و نه ماركسيسم را و فقط جذب بعد مبارزاتي چپ سوسياليستي شده بودند.

با هر انگیزه ای که این فیلم را پخش کردند دل ما را که شکست شما را نمی دانم !

 

"نقل از یک سایت که برای ماها بده بخونیم!"

 

 

+ نوشته شده در  85/11/24ساعت   توسط علیرضا سعادت   | 

 

 

کتاب

 

 

 

 

درباره ی کتاب " صد شعرازصدشاعر ژاپنی " نکاتی را لازم به ذکر دیدم که می نویسم :

 

اول : این کتاب از طرف موسسه ی تحقیقاتی و نشر فرهنگ ژاپن * به عنوان کتابی ارزشمند ارزیابی شد و کلی من رابه این خاطر تحویل گرفتند( نه پولی ندادند تحویل معنوی بود!) ضمنا آقای ناکامورا کاردار فرهنگی ژاپن در سفارت تهران هم کلی مرا تشویق کردند.

 

دوم: بعضی از اساتید و اهل شعر و ادب ترجمه های این حقیرازاشعارمذکور را خوب و بلکه هم بهتر ازخوب دانستند که این موضوع کلی باعث خوشحالی و ایجاد اشک شوق دراینجانب شد(اسم این اساتید را نمی آورم که به قول مرحوم حسین نژاد ریا نشود!)

 

سوم : این کتاب را نشر قصه (آقای تختی) به خرج خود و از جیب مبارک چاپ کرد و هیچ دخلی به من نداشت گفتم که شبه ای نباشد نعوذبالله !

 

چهارم : طی اعلان چند خبرگزاری و سایت ادبی این کتاب در ماه های اخیر از جمله کتابهای شعر پر فروش بوده و البته روزنامه ی ایران هم مصاحبه ای با من انجام داد که در صفحه ی آخرش چند وقت پیش چاپ کرد (چند وقت پیش ؟ یادم نیست می بینم بهتون می گم !)

 

پنجم : در این دنیای سراسرفرهنگ و ادب که کتابهای ترجمه و تالیف اساتید و بزرگان هم با تیراژ یکی دو هزار تایی همینطوری توی کتابفروشی ها می ماند زیاد عجیب نیست که دوستان عزیز چندین و چند ساله ی حقیقی و مجازی من هنوز زحمت خریدن این کتاب را به خود نداده اند به قول یک آقایی توی رادیو آمریکا(استغفرالله) ماها ایرانی ها... خیلی با حالیم ! اینو آقای نراقی در کتاب "جامعه شناسی خودمانی " هم به نثر خودمانی گفته اند مکرر!

 

ششم: به پیوست نکته ی پنجم ،باخبر شدیم خانم نیکی کریمی ارفع الله مقامه کتابی ترجمه فرموده اند از اشعار موسوم به هایکو که البته خوب هم فروش کرده و می کند و این موضوع به خاطر نظم موجز و مسحور کننده ی ایشان است و لاغیر (بنده تعدادی از این ترجمه ها را جایی پیش از چاپ خوانده ام که کجا، بماند!)همچنین است  استاد  کیارستمی. تا کور شود هرآنکه نتواند دید! ضمنا مجموعه گزیده اشعار استاد قیصرامین پور چاپ هفتاد و نه انتشارات نیلوفر به وفور موجود است خواستید آدرس کتابفروشی ها رو بدم خدمتتون !

 

هفتم :اگردوستی از دوستان غیر ساکن درپایتخت علاقه مند به داشتن کتاب صد شعر بود آدرس پستی خود رابرای من ایمیل نماید تا با پست پیشتاز بفرستم خدمتشان و اگر دوست داشتند مبلغش را به حساب من واریز نماید(البته با احتساب هزینه پست!)

 

هشتم : کتابفروشی تخصصی شعر وابسته به انجمن شاعران ایران طبقه ی پایین پاساژفروزنده روبروی در اصلی دانشگاه تهران کتاب های شعر زیادی از جمله صد شعر از صدشاعر ژاپنی را دارد.

 

 * Japan Foundation

 

+ نوشته شده در  85/11/22ساعت   توسط علیرضا سعادت   | 

 

 

یعنی که جعبه ی فلزی مداد رنگی هایی که موریانه

 جز سرد سخت همان جعبه را

از آن  به جای نگذاشته

یعنی نیامدن تو

گریه کردن

گفتم که

یعنی نیامدن تو

یعنی هر شبی  که می گذرد هزار ابر خوفناک دور ماه پیچیده

خیس و کشدار

خروار خروار سه شنبه را یه هیچ دوختن

گریه کردن یعنی همان دیوار

یعنی دلتنگی

یعنی زنی پیش وقاحت دستان شوهرش تا صبح  بغض و گلودرد

یعنی  مردی روی خطوط سفید منقطع جاده  تکه تکه شده

گریه کردن

یعنی همان

مداد رنگی هایی که خاکستر شده

خیابانهایی که نیمه شب

یعنی همان نیامدن تو

 

 

+ نوشته شده در  85/11/06ساعت   توسط علیرضا سعادت   | 

 

 

این روزها

درگیر می شوم مثل

                            باد با

پل های بتنی و

                         سرما با

ریه های یخ زده

مثل لاستیک کامیون ها حتی

دست به یقه می شوم

راحت

مثل آب خوردن

                     با جاده

 

 

+ نوشته شده در  85/11/02ساعت   توسط علیرضا سعادت   |