تبليغاتX
من و درناها و پنجشنبه هایم - برف

من و درناها و پنجشنبه هایم

به آنی به لبخندی به آفتابی

 

"امسال زمستان که شد روی شاخه های  درخت آلبالوی توی باغچه  برف می نشیند و خیلی زیبا می شود، آنوقت می توانم این سه پایه را همین جا بگذارم و از شاخه های برف گرفته و پرنده هایی که  از سرما روی آنها کز کرده اند عکس بگیرم " این را گفت و سه پایه ی دوربینش را به دیوار تکیه داد.

زمستان که شد برف سنگینی بر شاخه ها نشست آنقدرسنگین که شاخه ها شکستند و پرنده ای روی آن ننشست.

+ نوشته شده در  87/06/26ساعت   توسط علیرضا سعادت   |