تبليغاتX
من و درناها و پنجشنبه هایم - قطار بعدی

من و درناها و پنجشنبه هایم

به آنی به لبخندی به آفتابی

 

مامور سکوی قطار صبح دوشنبه گفت:دیر شد کمی زودتر اگر می آمدی می رسیدی .

صبح سه شنبه گفت :زود رفت کمی دیرتر اگر می رفت رسیده بودی .

صبح چهار شنبه چه فرصت خوبی بود تا صفحات باقی مانده رمان را تا رسیدن قطار بعدی بخوانم.

 

+ نوشته شده در  87/06/30ساعت   توسط علیرضا سعادت   |